۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

برای ماندن تو





تو خواستی که بمیرم برای ماندن تو
و طعنه های تلخ پذیرم برای ماندن تو

ولی چه عیب داشت نگفتی که یک لحظه؟
دو چشم از تو نگیرم برای ماندن تو

من از گذشتن یک عمر انتظار و شکست
به هیچ و پوچ اسیرم برای ماندن تو

تو فکر نکن، دمی  دل از تو می گیرم
هزار بار بمیرم برای ماندن تو

اگر به مردن من ذره ی تو شک کردی
بگو که باز بمیرم برای ماندن تو

۳ نظر:

  1. outstanding

    آشنای ناشناس

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام برادر عزیز. وبلاگ جدید و خانه نوات مبارک باشه. امید که همیشه سرافراز باشی و کمتر سیاسی و بیشتر شاعر

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام مرد خدا!
    امیدوارم صحت و سلامت باشید. مصراع دوم و سوم اگر اشتباه نکنم کمی مشکل دارند، بقیه خیلی عالیست به دل دست میکشند....
    سبز باشید

    پاسخ دادنحذف