تو خواستی که بمیرم برای ماندن تو
و طعنه های تلخ پذیرم برای ماندن تو
ولی چه عیب داشت نگفتی که یک لحظه؟
دو چشم از تو نگیرم برای ماندن تو
من از گذشتن یک عمر انتظار و شکست
به هیچ و پوچ اسیرم برای ماندن تو
تو فکر نکن، دمی دل از تو می گیرم
هزار بار بمیرم برای ماندن تو
اگر به مردن من ذره ی تو شک کردی
بگو که باز بمیرم برای ماندن تو
outstanding
پاسخ دادنحذفآشنای ناشناس
سلام برادر عزیز. وبلاگ جدید و خانه نوات مبارک باشه. امید که همیشه سرافراز باشی و کمتر سیاسی و بیشتر شاعر
پاسخ دادنحذفسلام مرد خدا!
پاسخ دادنحذفامیدوارم صحت و سلامت باشید. مصراع دوم و سوم اگر اشتباه نکنم کمی مشکل دارند، بقیه خیلی عالیست به دل دست میکشند....
سبز باشید